خرید بک لینک
خواب دیدم اساباب کشی کرده ایم به یک خانه بزرگ چند طبقه شیک و اعیانیدر یکی از محله های مرفه نین شهرروی بالکن طبقه دوم صبحانه می خوردیم که متوجه شدمیک خانواده دیگر که از قضا استاد دانشگاه هم بودنداگر چه ساکن خانه بغلی بودند ولی بساط صبحانه شان در یکی از طبقات ما پهن بود.در خواب انگار این خانه متعلق به اعظم سادات بود که به ما رسیده بودبه زیر زیمن خانه سرک کشیدمدیدم کارگاه است و....یکی از اتاق های خانه را در طبقه اول قرار بود به من بدهندوقتی رفتم داخلش دیدم خرابه ای بیش نیست( و این کابوس همیشه من است)نوشته شده توسط ا.م.صفری  | لینک ثابت |

برچسب: نویسنده: یاسین رجبی تاريخ: دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 15:24

صفحه بندی